«مدیریت نوین زنجیره تامین در صنعت پتروشیمی» کتابی با رنگ و بوی پتروشیمی اما کاربردی برای همه بنگاههای اقتصادی

دکتر یونس نظری مدیرعامل شرکت طراحی مهندسی پارس پنگان و عضو هیأتمدیره پتروشیمی بوعلی مؤلف کتاب با انتشار کتاب «مدیریت نوین زنجیره تأمین در صنعت پتروشیمی» توجه بسیاری از فعالان حوزه مدیریت صنعتی و لجستیک را به خود جلب کرده است. این کتاب با رویکردی علمی ـ اجرایی، به بررسی چالشها و راهکارهای عملی مدیریت زنجیره تأمین در صنایع بزرگ بهویژه در حوزه نفت، گاز و پتروشیمی میپردازد.
به بهانه تالیف و انتشار کتاب «مدیریت نوین زنجیره تأمین در صنعت پتروشیمی» توسط دکتر یونس نظری، در یک گفتوگویی تفصیلی با صاحب این اثر ارزشمند در صنعت پتروشیمی، ابعاد مختلف این اثر و اهمیت مدیریت زنجیره تأمین در توسعه صنعتی کشور را بررسی کردهایم. در ادامه متن کامل این گفتگو تقدیم مخاطبان عزیز پایگاه خبری نبض نفت می شود.
چه انگیزهای باعث شد به نگارش کتاب «مدیریت نوین زنجیره تأمین» بپردازید؟
طی سالهای فعالیت اجرایی در صنعت نفت و پتروشیمی، بارها شاهد این مسئله بودهام که بسیاری از مشکلات عملیاتی سازمانها نه در بخش تولید، بلکه در بخش زنجیره تأمین شکل میگیرد. در بسیاری از موارد، تأخیر در تأمین تجهیزات، نبود هماهنگی میان بخشهای مختلف سازمان، یا ضعف در برنامهریزی لجستیکی میتواند یک پروژه بزرگ صنعتی را با چالش جدی مواجه کند. از سوی دیگر، در ادبیات موجود مدیریت زنجیره تأمین، بیشتر به مدلهای نظری پرداخته شده و کمتر به تجربههای واقعی صنایع بزرگ توجه شده است. همین خلأ باعث شد تصمیم بگیرم مجموعهای از مفاهیم علمی و تجربههای عملیاتی را در قالب یک اثر منسجم ارائه کنم.
در این کتاب چه رویکردی را برای تحلیل مدیریت زنجیره تأمین دنبال کردهاید؟
تلاش کردهام رویکردی ترکیبی میان دانش نظری و تجربه عملی داشته باشم. در بخشهای ابتدایی کتاب به مفاهیم پایه و چارچوبهای علمی مدیریت زنجیره تأمین پرداخته شده است تا خواننده با مبانی نظری این حوزه آشنا شود. اما در ادامه، تمرکز اصلی بر مسائل اجرایی و کاربردی است؛ یعنی اینکه چگونه میتوان این مفاهیم را در یک سازمان صنعتی بزرگ پیادهسازی کرد. در همین راستا، موضوعاتی مانند طراحی شبکه زنجیره تأمین، مدیریت تأمینکنندگان، برنامهریزی تولید و موجودی، مدیریت لجستیک، و مدیریت ریسک در زنجیره تأمین بهصورت کاربردی بررسی شده است.
یکی از نکات برجسته این کتاب، اشاره به تجربههای عملیاتی در صنایع نفت و پتروشیمی است. کمی در این باره توضیح میدهید؟
بله، یکی از ویژگیهای اصلی کتاب همین موضوع است. در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی، زنجیره تأمین بسیار پیچیده و چندلایه است. از تأمین تجهیزات تخصصی و مواد اولیه گرفته تا حملونقل دریایی، مدیریت انبارهای بزرگ صنعتی و هماهنگی میان پیمانکاران مختلف، همه این موارد بخشی از زنجیره تأمین هستند. در کتاب تلاش کردهام با ارائه نمونههای واقعی و مطالعات موردی، نشان دهم که مدیران در عمل با چه چالشهایی مواجه میشوند و چه راهکارهایی میتواند به بهبود عملکرد زنجیره تأمین کمک کند. این تجربهها حاصل سالها فعالیت اجرایی در حوزه مدیریت صنعتی است.
به نظر شما مدیریت زنجیره تأمین چه نقشی در افزایش بهرهوری صنایع بزرگ دارد؟
امروز در بسیاری از صنایع پیشرفته جهان، مدیریت زنجیره تأمین بهعنوان یکی از عوامل کلیدی مزیت رقابتی شناخته میشود. اگر زنجیره تأمین یک سازمان بهدرستی طراحی و مدیریت شود، میتواند هزینهها را کاهش دهد، سرعت پاسخگویی به بازار را افزایش دهد و ریسکهای عملیاتی را به حداقل برساند. در مقابل، ضعف در این حوزه میتواند حتی قویترین خطوط تولید را نیز با مشکل مواجه کند. به همین دلیل بسیاری از شرکتهای بزرگ دنیا سرمایهگذاری قابل توجهی در توسعه سیستمهای مدیریت زنجیره تأمین انجام دادهاند.
یکی از چالشهای مطرح در صنایع کشور، موضوع یکپارچگی در مدیریت زنجیره تأمین است. این موضوع را چگونه ارزیابی میکنید؟
یکی از مشکلات رایج در بسیاری از سازمانها، نگاه جزیرهای به فعالیتهاست. در حالی که زنجیره تأمین یک سیستم بههمپیوسته است و تصمیمگیری در هر بخش میتواند بر کل سیستم تأثیر بگذارد. برای مثال، تصمیم در حوزه خرید ممکن است بر هزینههای انبارداری، برنامه تولید یا حتی زمان تحویل محصول به مشتری اثر بگذارد. بنابراین ضروری است که سازمانها به سمت مدیریت یکپارچه زنجیره تأمین حرکت کنند و از ابزارهای تحلیلی و سیستمهای اطلاعاتی پیشرفته برای هماهنگی میان بخشهای مختلف استفاده کنند.
نقش فناوریهای نوین در تحول زنجیره تأمین چیست؟
فناوریهای نوین تأثیر بسیار قابل توجهی بر مدیریت زنجیره تأمین داشتهاند. امروزه استفاده از سیستمهای برنامهریزی منابع سازمانی (ERP)، تحلیل دادههای بزرگ، اینترنت اشیا، و حتی هوش مصنوعی به سازمانها کمک میکند تا دید دقیقتری نسبت به جریان مواد، اطلاعات و منابع در زنجیره تأمین داشته باشند.
در شرایط پرنوسان اقتصادی، مدیریت ریسک در زنجیره تأمین چه اهمیتی دارد؟
مدیریت ریسک یکی از موضوعات بسیار مهم در زنجیره تأمین است. صنایع بزرگی مانند نفت و پتروشیمی با ریسکهای متعددی مواجه هستند؛ از نوسانات بازار جهانی گرفته تا محدودیتهای تأمین تجهیزات و مواد اولیه. اگر سازمانها برای چنین شرایطی برنامهریزی نداشته باشند، کوچکترین اختلال در زنجیره تأمین میتواند آثار قابل توجهی بر تولید و درآمد آنها داشته باشد. بنابراین یکی از محورهای مهم کتاب، بررسی راهکارهای افزایش تابآوری زنجیره تأمین و مدیریت ریسک در شرایط عدم قطعیت است.
این کتاب بیشتر برای چه مخاطبانی نوشته شده است؟
مخاطبان کتاب طیف گستردهای را شامل میشوند. از یک سو مدیران و کارشناسان فعال در حوزههای تأمین، لجستیک، برنامهریزی تولید و مدیریت پروژه میتوانند از مباحث کاربردی آن بهره ببرند. از سوی دیگر، دانشجویان و پژوهشگران رشتههای مدیریت، مهندسی صنایع و اقتصاد نیز میتوانند از چارچوبهای نظری مطرحشده در کتاب استفاده کنند. تلاش کردهام مطالب بهگونهای ارائه شود که هم برای فضای دانشگاهی مفید باشد و هم برای مدیران صنعتی که با مسائل واقعی سازمانها سروکار دارند.
به نظر شما برای ارتقای سطح مدیریت زنجیره تأمین در کشور چه اقداماتی ضروری است؟
به نظر من چند اقدام کلیدی میتواند در این زمینه مؤثر باشد. نخست، تقویت ارتباط میان دانشگاه و صنعت است تا دانش نظری با نیازهای واقعی صنایع پیوند بخورد. دوم، توسعه زیرساختهای فناوری اطلاعات در سازمانها برای مدیریت هوشمند زنجیره تأمین است. سوم، آموزش و توانمندسازی نیروی انسانی در حوزههای تخصصی مانند لجستیک، تحلیل داده و مدیریت عملیات. اگر این سه محور بهصورت همزمان مورد توجه قرار گیرد، میتوان انتظار داشت که مدیریت زنجیره تأمین در صنایع کشور به سطح بالاتری از کارایی برسد.
در پایان، ضمن تشکر از وقتی که برای این رسانه و مخاطبان اختصاص دادید بفرمائید پیام اصلی شما در کتاب «مدیریت نوین زنجیره تأمین» چیست؟
پیام اصلی این کتاب این است که زنجیره تأمین صرفاً یک بخش پشتیبانی در سازمان نیست، بلکه یکی از ارکان اصلی خلق ارزش در بنگاههای اقتصادی است. سازمانهایی که بتوانند زنجیره تأمین خود را بهصورت علمی، یکپارچه و هوشمند مدیریت کنند، در رقابتی امروز از مزیت قابل توجهی برخوردار خواهند بود. امیدوارم این کتاب بتواند گامی در جهت توسعه دانش مدیریتی و بهبود تصمیمگیری در صنایع کشور باشد.