یادی از پدر سینمای نفت ایران

نبض نفت گزارش می دهد: هرگاه برنامه ای در تلوزیون درباره کودتای 28 مرداد پخش می شود فیلم سیاه و سفیدی از اجتماع مردم در خیابان های تهران که در حال گریز از چنگ ماموران به نمایش گذاشته می شود، شاید هیچگاه از خود نپرسیده باشیم که تصویربردار این فیلم ها چه کسی باشد اما آنچه در تاریخ از طریق ثبت این فیلم ها به جا مانده است کاری بوده که ابراهیم گلستان انجام داده است.
ابراهیم گلستان
پیر مرد 94 ساله ساکن استان ساسکس
انگلستان پدر فیلم های نفتی ایران بشمار
می رود او طی سالهای دهه 20 تا 40 به قدری در این حوزه فعال بوده است که روشنفکران
آن دوره به او لقب "گلستان نفتی" داده بودند.
پدر او مدیر روزنامه گلستان و پدربزرگش، روحانی بود. او در شهریور
۱۳۲۰، نوزده ساله بود که جنگ جهانی دوم با یورش متفقین، به ایران رسید و ابراهیم
گلستان با حزب توده همراه شد. اما در آنجا هم به حرفه پدری رفت و روزنامهنگاری
کرد. در سال ۱۳۲۶ گلستان نیز مثل بسیاری از آرمانخواهان آن زمان، از حزب توده دور
شد و جدیتر از پیش به ادبیات پرداخت. در همین سال ابراهیم گلستان با خانواده خود
به آبادان رفت و در جنوب ایران برنامه رادیویی تهیه میکرد، عکس میگرفت و فیلم
مستند خبری میساخت.
ابراهیم گلستان پس از مدتی
کارمند شرکت نفت شد. چند سال بعد هم پسرش به دنیا آمد؛ کاوه گلستان، عکاسی که
هنگام انجام کارش در عراق بر اثر انفجار مین کشته شد. گلستان پس از چند سال به
تهران بازگشت و به گفته دخترش، خانهاش در تهران به مرکز فرهنگی هنری تهران و
پاتوق نویسندهها، شاعران و هنرمندان مشهور آن زمان ازجمله جلال آل احمد، مهدی
اخوان ثالث، صادق چوبک و... تبدیل شد.
گلستان فعالیت ادبی را با ترجمه داستانهایی از ارنست همینگوی و ویلیام فاکنر آغاز
کرد. «آذر، ماه آخر پاییز»، «شکار سایه»، «جوی و دیوار و تشنه»، «اسرار گنج درهی
جنی»، «مد و مه» و «خروس» از آثار داستانی این نویسندهاند. او از نخستین
نویسندگان معاصر ایران است که به زبان داستان توجه خاصی نشان داد و نثری آهنگین را
در قالبهای داستانی مدرن بهکار گرفت.
گلستان که پایهگذار استودیو سینمایی گلستان بود، ساخت فیلمهایی همچون «موج و
مرجان و خارا»، «از قطره تا دریا»، «یک آتش»، «خواستگاری»، «تپههای مارلیک»، «خشت
و آینه» و «اسرار گنج درهی جنی» را در کارنامه دارد و یکی از پایهگذاران جریان
موج نو در سینمای ایران محسوب میشود. همچنین تهیهکننده فیلم «خانه سیاه است» است
که فروغ فرخزاد آن را کارگردانی کرده است.
ابراهیم گلستان چند سال پیش از انقلاب برای همیشه ایران را ترک کرد و
هماکنون در انگلستان زندگی میکند. او در تمام سالهای زندگی به فعالان فرهنگی
انتقادهای بسیاری وارد کرده است؛ انتقادهایی جسورانه و بیپرده که گاه به مرز
توهین نیز رسیدهاند. یکی از منابعی که نظرها و انتقادهای بیپایان او را نسبت به
اهل فرهنگ، هنر و ادبیات ثبت کرده، کتاب «نوشتن با دوربین» شامل گفتوگوی پرویز
جاهد با اوست. این اثر یکی از معدود کتابهایی است که در سالهای گذشته افکار و
انتقادهای ابراهیم گلستان را منعکس کرده است. این نویسنده و فیلمساز در سالهای
گذشته تقریبا هیچ اثری ارائه نکرده است.
ابراهیم گلستان اساسا نویسندهای است که در زمان خود مدرن بود و
مدرنیته را با قصههایش، فیلمهایش، و پافشاری بر حرفهایش در هنر ایران آن روز،
به ارمغان آورد، اما حواشی حول زندگی او نیز کم نبوده است. داغترین حاشیه در خصوص
زندگی شخصی گلستان فارغ از نوع جبههگیریهایش در قبال جریان ملی شدن صنعت نفت، به
رابطهٔ او و فروغ فرخزاد برمیگردد.
این نویسنده و فیلمساز، در ۱۳۴۶ به انگلستان میرود. او در ۱۳۵۰ دوباره به ایران
بازگشت و دو سال بعد در سال ۱۳۵۲ برای همیشه از ایران رفت.
برخی از تالیفات او غبارتند از: «آذر، ماه آخر پاییز» (هفت داستان)، «شکار سایه»
(چهار داستان)، «جوی و دیوار و تشنه» (ده داستان)، «مد و مه» (سه داستان)، «خروس»
(یک داستان)، «خشت و آینه» (نوشته برای فیلم) ة «اسرار گنج دره جنی» (بازنوشت
داستان فیلم) و «گفتهها» ا (نوشتههای غیرداستانی و گفتوگو). او همچنین دستی هم
در ترجمه داشته و آثاری مثل «زندگی خوش و کوتاه فرانسیس مکومبر» (یک معرفی با
ترجمه چند داستان از ارنست همینگوی) ، «کشتی شکستهها» (ترجمه چند داستان)،
«هکلبری فین» (ترجمه رمان مارک تواین) و «دون ژوان در جهنم» (ترجمه نمایشنامه
برنارد شاو) را به فارسی برگردانده است.
ما را در کانال تلگرامی نبض نفت دنبال کنید