/
۰۸ تير ۱۳۹۸ - ۱۷:۳۹

وزارت نفت مجوز احداث پالایشگاه‌های زیر ۲۰ هزار بشکه را باطل کند

یک کارشناس صنعت پالایش با اشاره به اینکه دادن مجوزهای پالایشگاهی با ظرفیت کمتر از 20 هزار بشکه اصلا صرفه اقتصادی ندارد،گفت:بنابراین بهتر است که وزارت نفت دوباره روی این مجوزها بازنگری کند و شاید بهتر باشد که این مجوزها را لغو کند.
کد خبر : ۱۸۷۳۹

نبض نفت - براساس برنامه ششم توسعه  ایران باید به منظور ایجاد ظرفیت پالایشی به میزان  ۲.۷ میلیون بشکه نفت و میعانات گازی برنامه ریزی کند به طوریکه این امر باید تا پایان سال 1400 محقق شود.

در متن برنامه صراحتا اشاره شده است  «تسهیلات لازم برای ایجاد ظرفیت پالایش مقدار دو میلیون و هفتصدهزار بشکه در روز نفت خام و میعانات گازی با ضریب پیچیدگی بالا توسط بخش غیردولتی را به نحوی برنامه ریزی و اجرا کند تا ترکیب تولید فرآورده آن ها اساسا به محصولات سبک تر و میان تقطیر اختصاص یابد و سهم نفت کوره در الگوی پالایش از ده درصد (۱۰%) بیشتر نشود.»

همانطور که ملاحظه می شود در متن این قانون بالادستی آمده است، باید ظرفیت پالایشی کشور به گونه ای افزایش یابد که با به کار گیری فناوریهای روز نفت کوره تولیدی کمتر از ۱۰ درصد باشد واز طرفی نیز دولت نمی تواند در احداث این ظرفیت جدید پالایشی ورود کند و تماما باید توسط بخش خصوصی انجام پذیرد.

در همین رابطه اخیرا طرحی در مجلس شورای اسلامی مطرح شد و البته کلیات این طرح نیز به تصیب رسید که به موجب این طرح سرمایه گذاری در احاداث این پالایشگاه ها با تامین مالی که از سوی مردم صورت می گیرد انجام خواهد شد.

طرح «حمایت از صنایع پایین دست و توسعه پتروپالایشگاه های نفت با استفاده از مدل تنفس خوراک و سرمایه گذاری مردمی» ظرفیت استفاده از سرمایه گذاری مردمی را به عنوان یکی از راه های تامین مالی پروژه های افزایش ظرفیت پالایشی و پتروپالایشی کشور در نظر گرفته است.

طبق گزارش بانک مرکزی، نقدینگی کشور در آذرماه سال ۱۳۹۷ بیش از ۱۷۰۰ هزار میلیارد تومان بوده است. بنا بر نظر کارشناسان مرکز پژوهش های مجلس، تأمین مالی داخلی برای افزایش ۲ میلیون بشکه در روز به ظرفیت پتروپالایشی نفت کشور، نیازمند حدود ۴۰ میلیارد دلار معادل ۴۰۰ هزار میلیارد تومان سرمایه ظرف مدت ۱۰ سال است که با توجه به نقدینگی موجود در جامعه قابل جمع ­آوری است.

برای جذابیت این پروژه ها برای سرمایه گذاری، پیشنهاد شده است که دولت از ابتدای بهره برداری واحد پتروپالایشگاهی، به مدت معینی، تنفس خوراک به واحد بدهد. تنفس خوراک در این قانون به معنی اعطای خوراک بدون دریافت بهای آن در تمام یا بخشی از سال های اول و دوم، پس از بهره برداری طرح ها است.

بر این اساس وزارت نفت موظف است با اتخاذ سیاست هایی همچون اعطای تنفس خوراک جهت تضمین پرداخت سود به سرمایه گذاران، تسهیل‌گری و رگولاتوری صحیح در صنعت پالایشگاهی، نقدینگی مردم را به این صنعت هدایت کند.

در همین رابطه با امیراحمد  میراشرفیان عضو هیات علمی دانشگاه صنعت نفت که مطالعاتی نیز در خصوص علت عقب ماندگی ایران در ساخت پالایشگاه دارد گفت وگو کردیم که در ادامه متن این گفت وگو را ملاحظه می کنید.

در همین ابتدا اعلام میکنم از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید سپاسگزاریم و مصاحبه را اینگونه اغاز می کنم که عده ای در ایران بارها اعلام کرده اند ساخت پالایشگاه صرفه اقتصادی ندارد اما بعد از بررسی های به عمل آماده در کشورهایی که نفت خام ندارند می بینیم که  این کشورها با وجود آنکه نفت خام وارد می کنند اما به دنبال ساخت پالایشگاه رفته اند و پالایشگاه هایی را احداث کرده اند که سود ده هستند و فراورده هایی که تولید می کنند بالاترین استانداردها را دارند به نظر شما چرا ساخت پالایشگاه در ایران که قطب تولید است صرفه ندارد اما در دیگر کشورها که قطب واردات نفت خام و میعانات گازی هستند این کار صرفه اقتصادی دارد؟

میراشرفیان: جواب این سوال در خود سوال مستتر است به این معنی که اگر این صنعت سود آور نباشد غیرممکن است در دنیا شکل بگیرد اما به هرحال ممکن است در مقطع هایی به دلیل  نوسانات  قیمت نفت خام سود دهی پالایشگاه ها کم و یا زیاد شود اما اینکه در همان ابتدا بگوییم ساخت پالایشگاه سود ده نیست پس نباید به سراغش رفت حرف کاملا غیر منطقی و بی موردی است.

برای احداث پالایشگاه حتما باید از فناوری های روز دنیا استفاده کرد

اما اینکه برخی از مسئولان فعلی و کارشناسان سابق چنین چیزی می گویند علتش این است اغلب پالایشگاه های کشور زیان ده کار می کنند یعنی فراورده هایی تولید می کنند که قیمتشان از نفت خام کمتر است که البته حجم این فراورده ها نیز کم نیست مثلا در کشور پالایشگاه هایی داریم که حدود 40 تا 45 درصد از تولیداتشان را نفت کوره تشکیل می دهند که ارزش اقتصادی آنها به مراتب کمتر از نفت خام است.

پس در همین ابتدا باید گفت برای احداث پالایشگاه حتما باید از فناوری های روز دنیا استفاده کرد تا وقتی به عنوان مثال خوراک تحویلی به آنها نفت سنگین میادین سروش و نوروز باشد محصولی تولیدیشان دارای صرفه اقتصادی باشد.

جالب است بدانید که هم اکنون پالایشگاه هایی در دنیا وجود دارند که نفت خام سنگین ایران را دریافت می کنند اما فعالیتشان سودده است که این پالایشگاه‌ها در کشورهای چین، ژاپن، کره، هند ،تایوان ،فرانسه، اسپانیا و یونان قراردارند که وقتی به اسمشان نگاه می کنیم می بینیم که حتی برخی از آنها تولید کننده نفت خام نیستند و فقط وارد کننده نفت خام هستند.

بنابراین معتقدم اگر مدیریت قوی و مسئول با دانش بالا و با اعتماد بنفس در راس کار باشد حتما به سراغ احداث پالایشگاه های سودده خواهد رفت و مردم وقتی مشاهده کنند که چنین امکانی در کشور وجود دارد که می توانند روی آن حساب باز کننده قطعا دارایی و نقدینگی خود را به جای آنکه در دیگر بازارها ببرند وارد این صنعت خواهند کرد.

به موضوع خوبی اشاره کردید زیرا که قطعا آن عده ای که معتقدند ساخت پالایشگاه در داخل کشور سود ده نیست عملا تفکر آنها است که سود ده نیست و باید به سرعت جای خود را به دیگران دهند

میراشرفیان: البته نباید تمام کاسه و کوزه ها را سر این افراد خراب کرد بلکه سیاستگذاری های ما در زمینه ساخت پالایشگاه نیز دچار مشکلات عدیده ای است و عملا قوانین ما نیاز به اصلاحات اساسی دارد.

متاسفانه الان نیز قوانین ما در زمینه اعطای مجوز ساخت پالایشگاه شفاف نیست که این موضوع باید اصلاح شود اگر شفافیت در این زمینه وجود داشت قطعا در زمانی که برجام  وجود خارجی داشت سرمایه گذاران خارجی می توانستند روی آن حساب بازکنند و در صنعت پالایش ایران سرمایه گذاری کنند البته منظور من از سرمایه گذاران خارجی همان گروه و دسته ای هستند که با ایران روابط خوبی دارند و الا تکلیف اروپاییها در همان زمان هم مشخص بود که برای ورود به ایران منتظر اجازه آمریکایی ها بودند.

به هر حال به نظر من دولت باید در این زمینه سیاست هایش را ساده تر کند و ریسک کار را پایین بیاورد و پایین آوردن ریسک تنها زمانی اتفاق می افتد که شفافیت بالا رود و تا همه چیز برای سرمایه گذار مشخص نباشد نمی توان انتظار داشت که سرمایه اش را در این بخش وارد کند.

وزیر نفت بارها در صحبتهایش گفته است در دوران تحریم صادرات نفت ایران راحت تر از صادرات فراورده است، نظر شما در اینباره چیست ؟

میراشرفیان: من هم وقتی این صحبت را از جناب وزیر نفت شنیدم متعجب شدم زیرا تا پیش از ان می دانستم که نفت خام هر کشوری شناسنامه‌ مخصوص به خود را دارد و نمی دانستم که فراروده هم اینگونه است البته از ان زمان که این صحبت را شنیدم رویش تحقیق کردم که تا کنون به نتیجه ای نرسیدم و ظاهرا این گونه است که فراورده ها قابل شناسایی نیستند مثلا اگر دو ظرف بنزین را که از نظر ساختار شبیه هم هستند کنار هم قرار دهید در آزمایشگاه نمی توانند  به این برسند که کدام بنزین از کدام نفت خام تولید شده است و این نفت خام متعلق به کدام کشور است.

وزیر نفت با قاچاقچیان سوخت جلسه بگذارد

جدای از این بحث که فراورده قابل شناسایی نیست  آیا معتقدید صادرات فراورده سخت تر از نفت خام است؟

میراشرفیان: به هیچ وجه این گونه نیست. پاسخ این سوال را می توان از قاچاقیان فراورده نیز جویا شد.آنها یک گالن بنزین را به راحتی به آن سوی مرز می برند که اگر این کار قانونی بود امروز اسمش به جای قاچاق بنزین صادرات بنزین گذاشته می شد.

کاری که دولت نمیتواند انجام دهد قاچاقچیان به راحتی این کار را انجام می دهندآنها با دارا بودن شبکه های مویرگی این کار را انجام می دهند و پولش را نقد دریافت می کنند اما برای صادرات نفت خام باید فعالیت بیشتری صورت بگیرد ابتدا باید زیر ساخت ها فراهم شود و لجستیک نیز آماده باشد و وقتی همه اینها فراهم بود باید شبکه نقل و انتقالات مالی نیز مهیا باشد پس می بینید که صادرات فراورده بسیار راحت تر از صادرات نفت خام است.

من جای وزیر نفت بودم با قاچاقچیان جلسه می گذاشتم و اگر توان صادرات فراورده را نداشتم به ازای پرداخت پورسانت کار صادرات فرآورده را به آنها واگذار می کردم. جالب است که این افراد با تمام نظارتی که روی مرزها انجام می شود هنوز می توانند اقدام به قاچاق فراورده کنند.

مشکل اینجا است که ما فراورده به اندازه کافی برای مصرف در داخل کشور نداریم و اگر امروز پالایشگاه ستاره خلیج فارس نبود باید میلیون ها دلار  هزینه واردات فراروده می کردیم.

میراشرفیان: متاسفانه همین گونه است. وقتی به برنامه های 5 ساله نگاه می کنیم می بینیم که در برنامه چهارم برنامه ریزی خوبی در خصوص ساخت پالایشگاه در داخل کشور انجام شد و طرح 7 خواهران را در آن دیدند اما از ان هفت خواهر فقط یک خواهر به صورت سالم متولد شد که آن هم پالایشگاه ستاره خلیج فارس است که امروز بار زیادی از تولید بنزین را به دوش می کشد که اگر نبود در شرایط تحریم مشکلات ما دو چندان می شد.

جالب اینجا است که امروز مسئولان می خواهند این پالایشگاه را به نام خود تمام کنند که باید به آنها گفت چرا 6 پالایشگاه دیگر را روی زمین گذاشتید و کاری برایشان نکردید و حتی به دنبال از بین بردنشان بودید.پالایشگاه هایی مانند هرمز و خوزستان که می توانستند در این شرایط به کمک ما بیایند امروز فقط در حد طرح باقی مانده اند و بلاتکلیف هستند.پالایشگاه ستاره خلیج فارس هم چون بار صادرات میعانات گازی را از روی دوش دولت برداشت به سرانجام رسید و الا میعانات گازی تبدیل به یک معضل برای دولت شده بود.

برخی ها هیچ اعتقادی به خودکفایی ندارند

این گفته من را یادتان باشد که برخی ها هیچ اعتقادی به خودکفایی ندارند زیرا معتقد بوده و هستند تا زمانی که میتوان نفت خام صادر کرد باید بنزین و برخی از فراورده ها را وارد کنیم کمااینکه در شرایط عادی این کار را انجام می دادند حتما به خاطر دارید وقتی در اواخر دهه 80 و اویل دهه 90 وقتی در تولید بنزین خود کفا شدیم چگونه به یکباره ورق را برگرداندند و دوباره به سمت واردات بنزین رفتیم و روزانه تا 20 ویا 30 میلیون لیتر بنزین وارد می کردیم بیش از این در موردشان حرفی ندارم و تاریخ در موردشان قضاوت خواهد کرد.

یکی از دلایلی که همواره گفته شده ساخت پالایشگاه در داخل کشور صرفه اقتصادی ندارد بالابودن هزینه ساخت است به همین دلیل این عده که چنین تفکری دارند معتقدند اگر به جای پالایشگاه پتروشیمی احداث شود هم هزینه اش کمتر است و هم تعداد اشتغال بیشتری دارد.

میراشرفیان: اولا آنها که اعتقاد به ساخت پالایشگاه ندارند قطعا اعتقاد به ساخت پتروشیمی هم ندارند چرا که ساخت پتروشیمی های بالادست می تواند در برخی از موارد هزینه به مراتب بیشتر از پالایشگاه داشته باشد در ثانی اگرچنین اعتقادی هم وجود داشته باشد فقط صنتایه تکمیلی پتروشیمی است که میتواند اشتغال زایی بالایی داشته باشد که باید بررسی شود در طول سالهایی که این افراد در صنعت نفت حکمرانی می کردند چه مقدار صنعت پایین دست و تکمیلی پتروشیمی در داخل کشور احداث کردند؟ چه مقدار در این مزینه اشتغال زایی کردند؟

ثالثا باید گفت که اگر پالایشگاه‌داری و احداث پالایشگاه به‌صرفه نبود، کشورهایی مثل آلمان، هند و برخی کشورهای آسیای جنوب‌شرقی چرا با صرف هزینه‌های هنگفت، کیلومترها نفت خام را حمل می‌کنند که صنعت پالایشگاهی خود را سر پا نگه دارند.

حال آنکه این کشورها محصولات نهایی خود را با چند برابر قیمت نفت خام وارداتی به کشورهای مبدأ می‌فروشند. البته یک علت تقویت این نگاه در بدنه وزارت نفت، آن است که حدود 70 درصد از پالایشگاه‌های کشور با وجود خوراک ارزانی که از وزارت نفت دریافت می‌کنند، به علت تولید نفت کوره زیاد زیان‌ده است و طرح‌های بهینه‌سازی آن‌ها دنبال نمی‌شود.

در شرایطی که ایران نیازمند درآمدهای ارزی است و از یک طرف صادرات نفت ایران نیز دچار مشکل است و تا اینجا به این نتیجه رسیده ایم که میتوان فراورده را جایگزین نفت خام کرد آیا بهتر نیست یک اقدام ضرب العجلی کرد و به سمت ساخت پالایشگاه های کوچک گام برداشت؟ البته تا انجا که به یاد دارم در تحریم های گذشته دولت وقت تصمیم به این کار داشت و حتی پیشنهادهایی برای ساخت پالایشگاه های موبایل نیز مطرح کرده بود؟

میراشرفیان:  کاهش صادرات نفت و میعانات با توجه به وابستگی شدید بودجه جاری دولت به درآمدهای نفتی مشکلاتی را برای ما ایجاد کرده است  که شایسته و سزاوار است که یک راه حل اصولی و بلندمدت برای خنثی سازی تحریم‌های آمریکا اتخاذ شود که راه حلش هم تبدیل کشور به چند محصولی است یعنی به جای انکه ایران را کشوری تک محصول بشناسند چند محصول بشناسند

مقام معظم رهبری در دیدار عید فطر با مسئولان صحبت از صادرات محصولات کشاورزی کردند پس می توان روی آن کار کرد و یا می توان روی برخی دیگر از کالاها در برخی از صنایع گام نهاد  اما در همین موضوع نفت باید به سمت ساخت پالایشگاه گام برداریم و چاره ای جز این نداریم.همانطور که گفتیم  صادرات نفت خام تنها در محموله های بزرگ صورت می گیرد و این امکان برای آمریکا به وجود می‌آید که نفت‌کش‌های حامل نفت ایران را به راحتی مورد رصد قرار دهد، و این امر موجب افزایش ریسک خرید نفت ایران می‌ شود. علاوه بر رهگیری نفت‌کش‌ها همچنان امکان تحریم مجدد بیمه‌ی محموله‌های نفتی و همچنین تحریم بانکرینگ، همچون دوران قبلی تحریم برای دولت آمریکا وجود دارد.

 خب در این شرایط ناگزیریم که به سمت ساخت پالایشگاه گام برداریم اما آیا پالایشگاه کوچک صرفه اقتصادی دارد؟ که پاسخم منفی است.

 پالایشگاه‌های نفتی برای تولید فرآورده‌های باکیفیت  یک ضریب  پیچیدگی دارند بنابراین باید در ابعاد اقتصادی احداث شوند که البته این موضوع در کشورهای مختلف و در شرایط مختلف نیز متفاوت است.

به عنوان مثال در یک کشور کوچکی که نفت وجود ندارد و فراورده باید وارد شود که تقاضا هم بسیار پایین است می تواند این کار را انجام دهد زیرا به دنبال صادرات فراورده نیست و فقط می خواهد مصرف خود را تامین کند اما همین کشور اگر بخواهد در کنار تامین مصرف نگاهی هم به بازار داشته باشد برایش نمی صرفد که دست به ساخت پالایشگاه کوچک بزند زیرا ساخت زیر ساخت برای صادرات هزینه دارد، حمل و نقل هزینه دارد و تمام هزینه ها به روی دوش تولید کننده است برای همین باید به دنبال ساخت پالایشگاهی باشد که برایش صرفه اقتصادی داشته باشد.

وزارت نفت مجوز احادث پالایشگاه های زیر 20 هزار بشکه را ابطال کند

در ایران موضوع کاملا فرق می کند، زمانی که بحث ساخت پالایشگاه های کوچک مطرح شد زمانی بود که ایران گرفتار تحریم بنزین شد و در ان زمان مسئولان وقت به دنبال راه کار سریع برای خروج از این وضعیت بودند به همین دلیل یک گزینه همین ساخت پالایشگاه های کوچک بود اما با ابتکار وزیر وقت نفت و تولید بنزین توسط مجتمع های پتروپالایشی عملا مشکل ایران مرتفع شد.

بنابراین باید به این نکته توجه داشت که به طور کلی پالایشگاه‌سازی در هر ابعادی لزوما اقتصادی نیست  ساخت پالایشگاه نیازمند مطالعات دقیق و پیچیده فنی و اقتصادی است به همین دلیل وقتی مجوزهایی که وزارت نفت در خصوص احاداث پالایشگاه را ملاحظه می کنیم می بینیم گاها مجوزهای احداث پالایشگاه با ظرفیت 5 ، 6 و یا 10 هزار بشکه ای صادر شده است  که اصلا به اینها پالایشگاه گفته نمی شود و مشخص نیست هدف وزارت نفت با دادن این گونه مجوزها چیست.مطالعاتی که در ایران انجام شده نشان می دهد دادن مجوزهای پالایشگاهی با ظرفیت کمتر از 20 هزار بشکه اصلا صرفه اقتصادی ندارد. بنابراین بهتر است که وزارت نفت دوباره روی این مجوزها بازنگری کند و شاید بهتر باشد که این مجوزها را لغو کند.

منبع: فارس

مطالب پیشنهادی
منتخب سردبیر